محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1332

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

فرزندان يلدوزخان چهار نفراند : اوّلا - اوشر كه در اصل اشتقاق مأخوذ از اوشماق است به معنى پريدن ، و ليكن در اينجا كنايه از چستى و چالاكى و جلدى و بىباكى است . آل و اولاد او در موضع اوين راحت‌گزين بودند كه نزديك گلوران است و گلوران آنجاست كه يورت چنگيز خان بود ، و چون كار دولت او در آن مقام بالا گرفت قوم مغول را به فال نيكو آمد . و بعد از آن هركه را بخت سلطانى بود ، و بر تخت قاآنى مىنشست ، بالضّروره در همان مقام قوريلتاى عام مىشد . چنان كه بعد از مرگ كيوك باتو ، كه مهتر شاهزادگان بود و عارضهء درد پاى داشت لاجرم براى محفل كنكاج ، به استدعاى ساير شاهزادگان و استحضار ساير امرا و نوئينان ايلچى فرستاده ، فرزندان جغتاى و اوگتاى ابا نمودند كه يورت ميمون و تختگاه چنگيز خان اوين و گلورانست ، و تمهيدات قوريلتاى در دشت قپچاق خلاف يوسون و ياساق . پس منكوقاآن با برادران جانب دشت شتافته حضرت باتو را دريافت . و چون خواست كه بر تخت نشيند باز جانب گلوران رفت و چندى آنجا بماند تا اجتماع شهزادگان دست داد و در همان يورت ميمون به سعى باتو ، قاآن شد . پس به وقتى كه برادر خود هلاكو خان را به مرز ايران مىفرستاد ، اقوام اوشر قسمت خود را از هزاره و صده بيرون كردند ، و جمّى غفير از اين قوم بدين ملك رسيده در ممالك آذربايجان كه تختگاه هلاكو خان بود توطّن گرفتند ، و رفته رفته بزرگان نامدار و اميران باوقار از ايشان پيدا شد ، و خيل ايشان را چندان ازدياد و انتشار پديد آمد كه در فارس و عراق و خراسان جاى جسته به هرجا تمكّن گرفتند ، پايهء تمكين يافتند . و چون به حضرت ملوك به صدق نيّت سلوك مىكردند گروهى از ايشان در زمان صفويّه و ساير ازمان به پايهء امارت رسيده بعضى از اوقات در تمامت آذربايجان صاحب امر و فرمان بوده‌اند ، و سالهاست كه ولايت ارومى و سلدوس مسكن ايل و الوس ايشانست ، و همواره بيگلر بيگيان جليل الشأن داشته و رأيت جلال مىافراشته‌اند . تا در اين عهد فرخنده مهد ، لواى اعتلاى اين قوم به اوج كمال رسيده به عزّت قرب ، و دولت پيوند بارگاه بلند ، و آستان ارجمند خسروانى ممتاز گشتند ، و سه شاهزادهء باوقار كه باغ دولت را بهارند و كاخ شوكت را نگار از بطن بنات افشار در وجود آمدند . اكنون از سراة اين خيل ،